| تعداد نشریات | 31 |
| تعداد شمارهها | 403 |
| تعداد مقالات | 3,921 |
| تعداد مشاهده مقاله | 5,465,153 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 5,665,448 |
نقش اثاثیه اروپایی در دگرگونی سازمان فضایی خانه ایرانی؛ تحلیلی بر گذار از سیالیت به جمود در دوره قاجار | ||
| زیست سیاست و توسعه | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 27 بهمن 1404 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22034/jbpd.2026.145167.1029 | ||
| نویسندگان | ||
| حسنا اسماعیل بیگی* 1؛ مسعود کوثری2 | ||
| 1دانشجوی دکتری جامعه شناسی، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 2استاد، گروه ارتباطات اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| هدف: گذار از سنت به مدرنیته در ایران، بهویژه از دوره قاجار به بعد، تنها به تغییرات فناورانه یا کالبدی محدود نبوده، بلکه بهصورت عمیقتری بر شیوه زیست، کنشهای روزمره و سازماندهی فضایی زندگی اثر گذاشته است. خانه سنتی ایرانی بهعنوان یکی از بنیادیترین بسترهای زیست اجتماعی، در این فرایند دستخوش تحولی اساسی شد. در حالی که بخش عمده پژوهشهای پیشین، این تحولات را از منظر تغییرات کالبدی، تزئینی یا الگوهای فرمی بررسی کردهاند، نقش «اثاثیه اروپایی» بهعنوان یک پدیدار مادی مؤثر بر کنشگری فضایی و تجربه زیسته ساکنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نقش ورود تدریجی اثاثیه اروپایی در دگرگونی سازمان فضایی خانه سنتی ایرانی و تبیین چگونگی گذار این فضا از وضعیتی سیال، منعطف و چندمنظوره به ساختاری نسبتاً صلب، تفکیکشده و کارکردگرا در دوره قاجار است. پژوهش میکوشد نشان دهد که این تحول صرفاً تغییری در اشیای موجود در خانه نبوده، بلکه بازآرایی روابط میان افراد، پدیدارهای اجتماعی و ساختار فضایی را در پی داشته و در نهایت به محدود شدن دامنه کنشگری فضایی ساکنان انجامیده است. در این راستا، پرسشهای پژوهش بر چگونگی تأثیر اثاثیه اروپایی بر الگوهای فضایی خانه، پیامدهای آن بر زندگی روزمره و امکان بهرهگیری انتقادی از این تجربه تاریخی در معماری معاصر متمرکز است. روش: روش تحقیق، تحلیل اسنادی و تفسیری است و دادهها از طریق منابع کتابخانهای و تاریخی گردآوری شدهاند. منابع کتابخانهای شامل متون تخصصی معماری، شهرسازی و مطالعات تاریخی مرتبط با خانههای دوره قاجار است. در کنار این منابع، سفرنامههای اروپاییان دوره قاجار بهعنوان منابع دست اول تاریخی نقش محوری در تحقیق ایفا میکنند. انتخاب سفرنامهها به دلیل نگاه غیربدیهیپندار سیاحان، ثبت جزئیات زندگی روزمره، حساسیت نسبت به تغییرات مادی فضا و امکان بازسازی تجربه زیسته خانه ایرانی صورت گرفته است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه تولید فضا، نظریات مرتبط با پدیدارهای اجتماعی و کنش فضایی و مدل روششناختی ربعدایرهای تحلیل فضا استوار است. در تحلیل دادهها، از روش تحلیل محتوای کیفی جهتدار استفاده شده و دادهها در چارچوب مفاهیمی چون فضای حسشده، درکشده و زیسته، کنش روزمره، چیدمان عناصر مادی و ساختارهای نهادی تفسیر شدهاند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از تکنیک مثلثسازی منابع و تطبیق روایتهای تاریخی با تحلیلهای نظری بهره گرفته شده است. تمرکز تحقیق بر خانههای شهری ایرانی در دوره قاجار بهعنوان نقطه عطف مواجهه با مدرنیته بوده و محدودیتهایی چون سوگیری احتمالی سیاحان و کمبود اسناد تصویری از خانههای معمولی مورد توجه قرار گرفته است. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که خانه سنتی ایرانی پیش از ورود اثاثیه اروپایی، بر پایه اصولی چون فضاهای چندمنظوره، سیالیت حرکتی، مرزبندیهای منعطف و حداقل اثاثیه شکل گرفته بود. این ویژگیها امکان کنشگری فعال ساکنان، تطبیق فضا با نیازهای متغیر روزانه، فصلی و بلندمدت و نیز تداوم تعاملات اجتماعی را فراهم میکرد. فضاها نه بر اساس کارکرد ثابت، بلکه بر مبنای موقعیت اقلیمی، زمان استفاده و روابط اجتماعی تعریف میشدند و اثاثیه متحرک و اندک، نقش تعیینکنندهای در تثبیت کاربریها نداشتند. با ورود تدریجی اثاثیه اروپایی در دوره قاجار، ابتدا این عناصر بهصورت نمادین و نمایشی در خانههای اعیان ظاهر شدند و الزاماً کارکرد اصلی خود را نداشتند. در این مرحله، ترکیبی موقت و تلفیقی از عناصر سنتی و مدرن شکل گرفت. اما در ادامه و با نهادینهشدن استفاده از میز، صندلی، تختخواب و دیگر اثاثیه ثابت، روابط فضایی خانه دچار دگرگونی شد. یافتهها نشان میدهد که این اشیاء جدید، بهتدریج موجب تفکیک کارکردی فضاها، کاهش انعطافپذیری، محدود شدن مسیرهای حرکتی و تثبیت الگوهای رفتاری خاص شدند. تحلیلها نشان میدهد که اثاثیه اروپایی نهتنها به افزایش آسایش مادی انجامید، بلکه با ایجاد «ممنوعیتهای نامرئی» دامنه کنش فضایی ساکنان را کاهش داد. فضاهایی که پیشتر بر اساس فعالیتهای متنوع تعریف میشدند، به فضاهایی با عملکرد مشخص و از پیش تعیینشده تبدیل شدند. در نتیجه، عاملیت افراد در ساماندهی فضا تضعیف و نقش عناصر مادی در تعیین رفتارها تقویت شد. این فرایند، همزمان با تقویت فردگرایی، به کاهش تعاملات جمعی و تغییر تجربه زیسته خانه انجامید. نتیجهگیری پژوهش حاضر نشان میدهد که دگرگونی سازمان فضایی خانه ایرانی در دوره قاجار، حاصل فرآیندی تدریجی و چندلایه بوده است که در آن، ورود اثاثیه اروپایی نقشی فراتر از یک تغییر ظاهری ایفا کرده است. این اثاثیه بهعنوان پدیدارهای اجتماعی غالباً مادی، با بازآرایی روابط فضایی و کنشهای روزمره، به گذار خانه از فضایی سیال و منعطف به ساختاری نسبتاً صلب و کارکردگرا انجامیدهاند. هرچند این تحول به افزایش رفاه و نظم عملکردی کمک کرده، اما همزمان پیامدهایی چون کاهش انعطافپذیری، محدودیت کنشگری فضایی و تضعیف کیفیت تعاملات اجتماعی را در پی داشته است. نتایج پژوهش تأکید میکند که فهم این تجربه تاریخی میتواند زمینهای برای بازاندیشی در معماری معاصر فراهم آورد؛ بهگونهای که در آن، مزایای فناوری و آسایش مدرن با اصول سیالیت، انعطافپذیری و کنشپذیری فضایی معماری سنتی تلفیق شود. بازخوانی انتقادی نقش اثاثیه و عناصر مادی در تولید فضا، میتواند به طراحی خانههایی منجر شود که ضمن پاسخگویی به نیازهای امروز، از جبر فضایی و محدودیتهای پنهان در زندگی روزمره بکاهند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| خانه سنتی ایرانی؛ سازمان فضایی؛ اثاثیه اروپایی؛ سیالیت و جمود فضایی؛ کنشگری فضایی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 26 |
||