| تعداد نشریات | 34 |
| تعداد شمارهها | 436 |
| تعداد مقالات | 4,131 |
| تعداد مشاهده مقاله | 5,950,628 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 6,000,199 |
تبیین معیارها و شاخصهای مدیریت یکپارچه حریم کلانشهرها: مطالعه موردی: حریم منطقه ۱۳ تهران | ||
| فصلنامه مطالعات شهری | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 19 تیر 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22034/urbs.2026.145706.5274 | ||
| نویسندگان | ||
| محمد مهدی عزیزی* 1؛ سمانه سلطانی2 | ||
| 1استاد، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران | ||
| 2کارشناس ارشد مدیریت شهری، دانشکده شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| مدیریت حریم کلانشهرها با تعارضات پیچیدهای در الزامات حفاظت فضایی، حقوق مالکیت خصوصی و فشارهای توسعه شهری مواجه است. رویکردهای رایج برنامهریزی و ابزارهای مدیریتی که عمدتاً بر کنترل کالبدی و تنظیم کاربری زمین تمرکز دارند، اغلب قادر به تبیین و مدیریت پویاییهای اجتماعی، نهادی و حقوقی حاکم بر فضاهای حریم نیستند. در برخی رویکردها، شاخصهایی نظیر تراکم جمعیت، فعالیتهای اقتصادی و کاربری اراضی مبنای تحلیل قرار میگیرند؛ در حالی که پژوهشهای دیگر بر ابعاد کیفی، همچون جامعه، هویت و وابستگی ساختاری تأکید دارند. این تفاوت در مفهومسازی، نشاندهنده شکاف در دانش برنامهریزی شهری و منطقهای در مواجهه با فضاهای حریم شهرها است.از اینرو، مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین سازوکارهای شکلگیری تعارضات فضایی و مالکیتی در حریم کلانشهرها و استخراج معیارها و شاخصهای مؤثر برای مدیریت یکپارچه این فضاها است. این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد (الگوی کوربین و اشتراوس) انجام شده و حریم منطقه ۱۳ تهران بهعنوان مطالعه موردی انتخاب گردیده است. دادهها از طریق تحلیل قوانین و مقررات مرتبط با مدیریت حریم، بررسی طرحها و اسناد برنامهریزی شهری و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با مالکان اراضی و برخی کنشگران گردآوری شد. تحلیل دادهها با بهرهگیری از راهبرد تحلیل چندلایه صورت گرفت تا تعامل میان ساختارهای نهادی، سیاستهای برنامهریزی و تجارب کنشگران محلی تبیین شود. یافتهها نشان میدهد که چارچوب نهادی مدیریت حریم عمدتاً بر منطق کنترل کالبدی استوار بوده و سازوکارهای شفافی برای تعیین تکلیف حقوق مالکیت، جبران خسارت یا مشارکت ذینفعان در تصمیمگیری دیده نمی شود. در نتیجه، شکاف بین اهداف طرحهای توسعه و ظرفیتهای نهادیِ اجرای آنها به شکلگیری وضعیتهای مبهم حقوقی و تعارضات فضایی منجر شده است. تحلیل دادهها به استخراج مقوله محوری "نامشخص بودن وضعیت حقوقی اراضی" انجامید. بر این اساس، پژوهش با ارائه معیارها و شاخصهای مدیریت یکپارچه حریم، بر ضرورت گذار از رویکردهای کنترلمحور به الگوهای مشارکتی، شفاف و حقوقمحور در مدیریت حریم کلانشهرها تأکید میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| مدیریت حریم شهر؛ تعارضات مالکیتی؛ ابهام نهادی؛ نظریه دادهبنیاد؛ کلانشهر تهران | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1 |
||