| تعداد نشریات | 34 |
| تعداد شمارهها | 453 |
| تعداد مقالات | 4,305 |
| تعداد مشاهده مقاله | 6,540,375 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 6,432,680 |
دیرینهشناسی گفتمان جامعهشناسی در ایران پس از انقلاب اسلامی | ||
| زیست سیاست و توسعه | ||
| مقاله 3، دوره 2، شماره 2، شهریور 1405، صفحه 69-91 اصل مقاله (1 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22034/jbpd.2026.145861.1044 | ||
| نویسندگان | ||
| کاوه حاجی اللهوردیپور* 1؛ کمال خالق پناه2 | ||
| 1دانشجوی دکتری، گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران. | ||
| 2دانشیار، گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی ، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران. | ||
| چکیده | ||
| هدف: این پژوهش با هدف تحلیل گفتمان جامعهشناسی در ایران پس از انقلاب اسلامی و آشکارسازی قواعد دیرینهشناختی نظم دانش اجتماعی انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه گفتمان جامعهشناسی پس از انقلاب، جامعه را به عنوان یک ابژه تحلیلی در رژیم دانایی خود برساخت نموده است؟ چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر دیرینهشناسی دانش فوکو است .جامعهشناسی ایران پس از انقلاب اسلامی، در بستر تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، با مجموعهای از چالشها و محدودیتهای تحلیلی مواجه بوده است. این محدودیتها نه تنها در سطح توصیفی، ساختاری و نهادی، بلکه در سطح گفتمانی و مفهومی نیز نمود یافتهاند. در چهار دهه اخیر، جامعهشناسی ایران در میدان مواجهه با تحولات عمیق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بیش از آنکه به سمت گشودگی گفتمانی حرکت کند، عمدتاً در چارچوبهایی نسبتاً تثبیت شده بازتولید شده است. جامعهشناسی ایران را میتوان از مواضع نظری متفاوتی مطالعه کرد؛ از تاریخ اندیشه و تحول نظریههای جامعهشناختی گرفته تا جامعهشناسی معرفت و علم، تحلیل نهادها و زمینههای اجتماعی تولید دانش و رویکردهای تاریخی، تطبیقی و انتقادی. با این حال، پرسش این پژوهش در هیچ یک از این سطوح بهطور مستقیم قرار نمیگیرد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که «جامعه» چگونه در گفتمان جامعهشناسی ایران به مثابه یک ابژه دانش پدیدار، صورتبندی و تثبیت شده است و چه قواعدی امکان این صورتبندی را فراهم کردهاند. از این منظر، موضوع پژوهش نه آنچه جامعهشناسان درباره جامعه گفتهاند، بلکه شرایطی است که تعیین میکند چه چیزی میتواند در مقام «جامعه» بهعنوان ابژه دانش، موضوع گفتار و شناخت قرار گیرد. این دقیقاً سطحی است که دیرینهشناسی فوکو امکان تحلیل آن را فراهم میکند؛ زیرا دیرینهشناسی به جای جستوجوی معنای نهایی، قصد مؤلف یا تحول خطی اندیشه، بهدنبال موارد دیگری است. روش: رویکرد تحقیق بهصورت تحلیلی و انتقادی است. میدان پژوهش شامل آثار حوزه جامعهشناسی ایران پس از انقلاب است که نمونههایی از متون جامعهشناسی رسمی، پژوهشهای بنیادی و تحلیلهای جامعهشناختی را در بر میگیرد. بر اساس اسلوب دیرینهشناسی، هیچ فاعل مؤلفی که بر شکلگیری معنا تسلط دارد، وجود ندارد. گفتمان در سطحی مستقل عمل میکند و خود توانایی تولید و سازماندهی معنا را دارد. در دیرینه شناسی گفتمان، به عنوان یک نهاد مستقل بررسی میشود، بنابراین شناخت گفتمان تنها از طریق بررسی ساختارها، گزارهها، طبقهبندیها و نظم داخلی آن ممکن است. یافتهها: یافتهها در چهار مرحله تحلیل دیرینهشناختی نشان میدهد که در مرحله اول یا تولید ابژه، «جامعه ایرانی» ، نه صرفاً به مثابه بازتاب ساده واقعیت اجتماعی، بلکه به شکل یک ابژه تحلیلی ساخته شده است. این ابژه بنیادین تحلیلهای جامعهشناسی ایران، در همبستگی با مفاهیمی مانند ملت، سرزمین، امنیت ملی و توسعه اجتماعی، بهعنوان ابژه اصلی و محوری در ساختار علمی تثبیت میشود. در مرحله دوم، قواعد بیان نشان میدهند که تولید چه روایتی از جامعه مشروع است و چه تجربهای غیرقابل پذیرش است. در مرحله سوم مفاهیم جامعه، ملت و سرزمین ،ابژه اصلی را در هسته تحلیل تثبیت میشوند؛ این مفاهیم محصول شبکهای از گزارهها، پیشفرضها و تقسیمات معرفتی هستند. در این مرحله روشن میشود که مفاهیم مسلط در جامعهشناسی ایران مانند ملت، نظم، بحران، توسعه و هویت نه ابزارهای خنثای تحلیل، بلکه اجزای یک رژیم دانایی منسجم هستند. این مفاهیم، با هم کار میکنند تا ابژه اصلی علم را شکل دهند، گزارهها را پالایش نمایند و افق اندیشیدن به جامعه را محدود سازند. در مرحله چهارم با استراتژیهای گفتمانی میتوان چند استراتژی مسلط و تکرارشونده را تشخیص داد که عبارتند از: بیاعتبارسازی، حذف ساختاری تجربه، تقدم نظم بر تعارض، انطباق جامعه، سرزمین و دولت، تاریخمندی خطی و روایت زوال/احیا. در این نظام دانایی منسجم، ابژه بنیادین «جامعه» در ملت و سرزمین استحاله یافته و در باهمبودگی با آنها تعریف شده است. اشاره به جامعه، همان احضار کلیت یکدستی بهنام روح ملت و سرزمین است که همه فقدانها، گسستها، درزها و شکافها را در یک باهمبودگی بدون تنش، ازلی و ابدی تزیین میکند. مطرودین و محذوفین سیستماتیک این نظم گفتمانی، از جمله اقلیتهای قومی و زبانی، کارگران روزمزد و غیررسمی، مهاجران غیرقانونی و بینام، زندانیان و کانونهای خاص نگهداری آنها، زنان روستایی و حاشیهنشین، فرودستان شهری، دهقانان خردهپا روستایی، و فرمهای نوظهور در زمینه استثمار مانند کار عاطفی، کار مراقبتی و کار دیجیتال پیشاپیش، همیشه و در همه حال، در یک باهمبودگی بدون تنش، در یک کل واحد، تعریف شدهاند. نتیجه: جامعهشناسی در ایران، مسیر تثبیت یک نظم گفتمانی دولت-ملت محور را دنبال کرده است که گسستها، چندصداییها، ابهامها و عدمقطعیت ها را فرعی، جزئی و حاشیهای نموده است. تثبیت «جامعه» در پیوند بنیادین با مفاهیم ملت و سرزمین، به استحاله ابژه جامعهشناختی در یک کلیت یکپارچه و در نتیجه به نامرئیشدن جامعه به مثابه «جامعه» انجامیده است. از این منظر، دگردیسی در نحوه پدیدارشدن جامعه، یعنی ظهور آن به مثابه کلیتی واجد شکاف، گسست، تنش، ناهمزمانی و دینامیسم درونی، مستلزم دگردیسی در ابژه بنیادین جامعهشناسی است. این دگردیسی در ابژه بنیادین، همزمان و همبسته با ظهور صورت نوینی از امر سیاسی، یعنی «امر سیاسی نو» است؛ امری که در آن نحوه قابلدیدن، قابلگفتن و مسئلهمند شدن ابژه بنیادین یعنی جامعه، دستخوش تغییرات بنیادین میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| جامعه شناسی در ایران؛ جامعه ارگانیک؛ جامعه یکپارچه؛ تحلیل گفتمان؛ دیرینهشناسی فوکویی | ||
|
سایر فایل های مرتبط با مقاله
|
||
| مراجع | ||
|
Alatas, S. F. (2006). Alternative discourses in Asian social science: Responses to Eurocentrism. New Delhi: Sage Publications.
Bayani, F. (2022). Sociology under Scientific Imperialism: The Scientific Imperialism of Psychology and Economics in Sociology. Ontological Studies, 11(22), 671–696. (In Persian)
Burawoy, M. (2005). For public sociology. American Sociological Review, 70(1), 4–28.
Calhoun, C. (2007). Sociology in the United States: Fragmentation and institutionalization. In C. Calhoun (Ed.), Sociology in America: A history (pp. 1–38). University of Chicago Press.
Cardoso, F. H., & Faletto, E. (1979). Dependency and development in Latin America (M. Mattingly Urquidi, Trans.). University of California Press.
Chalabi, M. (1994). Sociology of Order: An Integrative Approach in Sociological Theory. Tehran: SAMT. (In Persian)
Connell, R. (2007). Southern theory: The global dynamics of knowledge in social science. Cambridge: Polity Press.
Fazeli, M. (2021). Iran on the Razor’s Edge: Discourses in Political Sociology and Public Policy. Tehran: Rowzaneh. (In Persian)
Foucault, M. (1970). The order of things: An archaeology of the human sciences (A. M. Sheridan Smith, Trans.). Pantheon Books. (Original work published 1966)
Foucault, M. (1972). The archaeology of knowledge (A. M. Sheridan Smith, Trans.). Pantheon Books. (Original work published 1969)
Ghaffari, M., Ganji, M., & Nikkhah Qamsari, N. (2021). A Reflection on Sociology in Iran: A Systematic Review of Studies. Research and Planning in Higher Education, 27(4), 173–205. (In Persian)
Kachouyan, H. (2000). Our Identity. Tehran: Tarh-e No. (In Persian)
Kumar, N., & Singh, S. (2013). Sociology in India: Between colonial legacy and indigenous challenges. Indian Journal of Social Inquiry, 41(2), 89–108.
Miri, S. J. (2022). Revisiting the Origin and Development of Sociology in Iran. Islamic Perspective, 28, 39-51.
Mohammadi, K, Mohammadkhani, H, & Farhadi, M. (2021). Meaning-Making under Exclusion: A Study of Hekmatabad Neighborhood in Kermanshah. Sociological Studies, 28(1), 183–198. (In Persian)
Mohammadi, R. (2016). Discourses of Iranian Society. Tehran: Ney Publishing. (In Persian)
Patel, S. (2010). Sociology in a globalizing world: Challenges for the twenty-first century. Sociology Bulletin, 59(2), 1–20
Ranaei, Sh. (2022). Informal Settlements and the Situation of Marginalization in Iran. Center for Empowerment of Governance and Society. (In Persian)
Saei, A. (2007). Democratization in Iran (1906–2003). Tehran: Agah. (In Persian)
Shojaei-Zand, A. (2001). Religion, Society, and Secularization. Tehran: Research Institute for Culture and Islamic Thought. (In Persian)
Tavakol, M., & Rahimi.Sajasi, M. (2012). Sociological Theorization in Iran: A Study from the Perspective of Sociology of Sociology. International Journal of Humanities and Social Science, 2(8), 200-204.
Vafaei, A, & Tarkarani, M. (2014). Investigating the Effect of the Type and Amount of Rural Women’s Activity on Their Level of Economic-Social Rights. Social Psychological Studies of Women, 12(4), 119–148. (In Persian)
Yousefvand, S, Mohseni, R, & Ghiasvand, A. (2022). Analyzing the Lived Experience of Gypsies from Social Exclusion (Case Study: Gypsies of Khorramabad). Sociology of Culture and Art, 4(1). (In Persian).
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,549 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 12 |
||