| تعداد نشریات | 34 |
| تعداد شمارهها | 453 |
| تعداد مقالات | 4,318 |
| تعداد مشاهده مقاله | 6,542,423 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 6,434,201 |
بررسی اثر ژنوتیپ، محیط کشت، بیوچار و پیش تیمار 2,4-D بر کارایی آندروژنز از طریق کشت بساک گوجه فرنگی (Lycopersicum esculentum L.) | ||
| تولید و ژنتیک گیاهی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 20 مهر 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22034/plant.2026.145825.1202 | ||
| نویسندگان | ||
| سارا سهرابی؛ محمدرضا عبدالهی* ؛ سید سعید موسوی | ||
| گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران | ||
| چکیده | ||
| مقدمه: گوجهفرنگی (Lycopersicum esculentum L.) یکی از مهمترین محصولات سبزی در جهان است و به دلیل ارزش اقتصادی و تغذیهای بالا، جایگاه ویژهای در برنامههای اصلاح نباتات دارد. تولید ارقام جدید و لاینهای خالص از طریق روشهای متداول اصلاحی به نسلهای متعدد، زمان طولانی و هزینه زیاد نیاز دارد. کشت بساک بهعنوان یکی از مؤثرترین روشهای تولید گیاهان هاپلوئید و هاپلوئید مضاعف، امکان دستیابی به لاینهای کاملاً خالص را تنها در یک نسل فراهم میکند و نقش مهمی در تسریع برنامههای اصلاحی دارد. موفقیت این روش تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله ژنوتیپ، محیط کشت، تنظیمکنندههای رشد و ترکیبات افزودهشده به محیط کشت قرار میگیرد. هدف این پژوهش، بررسی اثر ژنوتیپ، محیط کشت، پیشتیمار2,4-D و بیوچار بر القای آندروژنز و تشکیل کالوس در کشت بساک گوجهفرنگی بود. مواد و روشها: در این پژوهش، پاسخ بساکهای گوجهفرنگی به اثر متقابل ژنوتیپ و محیطهای کشت مختلف، غلظتهای متفاوت پیشتیمار2,4-D، مدتزمانهای مختلف اعمال پیشتیمار 500 میکرومولار 2,4-D و غلظتها و نوع محلول بیوچار افزودهشده به محیط کشت بررسی شد. درصد تشکیل کالوس و درصد کالوسهای بزرگتر از 5 میلیمتر بهعنوان شاخصهای اصلی ارزیابی شدند. دادهها با استفاده از نرمافزارهای Minitab 14 و SPSS 16 تجزیه و تحلیل شدند و مقایسه میانگینها با آزمون چنددامنهای دانکن در سطح احتمال پنج درصد انجام گرفت. نمودارها نیز با استفاده از نرمافزار Excel ترسیم شدند. نتایج: اثر متقابل ژنوتیپ و محیط کشت بر درصد تشکیل کالوس و درصد کالوسهای بزرگتر از 5 میلیمتر در سطح احتمال 001/0 معنیدار بود. بیشترین درصد تشکیل کالوس در رقم ایزابلا در محیط کشت N6 ( 88/88 درصد) و در رقم رامتین در محیط کشت B5 (66/86 درصد) مشاهده شد. همچنین بین غلظتهای مختلف 2,4-D برای هر دو صفت اختلاف معنیداری در سطح 01/0 وجود داشت و پیشتیمار 500 میکرومولار2,4-D به مدت یک ساعت بیشترین درصد تشکیل کالوس (100 درصد) را ایجاد کرد. بررسی مدتزمانهای مختلف اعمال این پیشتیمار نیز نشان داد که درصد تشکیل کالوس و درصد کالوسهای بزرگتر از 5 میلیمتر بهترتیب در سطوح 001/0 و 05/0 اختلاف معنیداری داشتند و بیشترین درصد کالوسهای بزرگتر از 5 میلیمتر (40 درصد) در مدت 5/0 ساعت حاصل شد. اثر متقابل نوع و غلظت بیوچار نیز بر هر دو صفت در سطح 001/0 معنیدار بود. استفاده از بیوچار دو بار صافشده با غلظت 1:1000 بیشترین درصد تشکیل کالوس (55/95 درصد) و کالوسهای بزرگتر از 5 میلیمتر (55/35 درصد) را ایجاد کرد، در حالی که محلول یکبار صافشده با همان غلظت هیچ کالوسی تولید نکرد. نتایج شمارش کروموزومی نیز نشان داد سلولهای نوک ریشه دارای 24 کروموزوم (2n=2x=24) و سلولهای حاصل از کالوسهای القاشده در کشت بساک دارای 12 کروموزوم (n=x=12) بودند که هاپلوئید بودن کالوسهای حاصل را تأیید کرد. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که پاسخ آندروژنز در کشت بساک گوجهفرنگی به ژنوتیپ، محیط کشت، پیشتیمار2,4-D و کاربرد بیوچار وابسته است و هر ژنوتیپ در شرایط کشت مشخص بهترین پاسخ را نشان میدهد. همچنین استفاده از پیشتیمار مناسب2,4-D و بیوچار موجب افزایش معنیدار القای کالوس و بهبود کیفیت آن شد. تأیید هاپلوئید بودن کالوسهای حاصل نیز کارایی روش کشت بساک را در تولید گیاهان هاپلوئید نشان داد. یافتههای این پژوهش میتواند در بهینهسازی پروتکلهای آندروژنز، افزایش باززایی گیاهان هاپلوئید و هاپلوئید مضاعف و تسریع برنامههای اصلاحی گوجهفرنگی برای تولید لاینهای خالص و ارقام جدید مورد استفاده قرار گیرد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| کالوس زایی؛ کشت بساک؛ گوجه فرنگی؛ بیوچار | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 |
||