| تعداد نشریات | 33 |
| تعداد شمارهها | 433 |
| تعداد مقالات | 4,088 |
| تعداد مشاهده مقاله | 5,596,773 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 5,760,857 |
تبارشناسی معرفتی استبداد شرقی در ایران: بازخوانی انتقادی آراء متفکران | ||
| زیست سیاست و توسعه | ||
| دوره 2، شماره 1 - شماره پیاپی 5، فروردین 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22034/jbpd.2026.145833.1043 | ||
| نویسندگان | ||
| طاها عشایری1؛ امیرحسام طاهری رز* 2 | ||
| 1دانشیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران. | ||
| 2دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیل. ایران. | ||
| چکیده | ||
| مفهوم «استبداد شرقی» در گفتمان نظری ایران، غالباً از منظر رویکردهای اثباتی و تقلیلگرا بهمثابه پدیدهای جبری، ذاتی یا محصول صرفِ جبر اقلیمی و فرهنگی تبیین شده است. این پژوهش با عبور از این دوگانگیها، در پی واکاوی انتقادی در چگونگی صورتبندی این مفهوم، بازخوانی پیشفرضهای پنهان هستیشناختیِ متفکران و شناسایی مکانیسمهای شبکهای بازتولید آن است. پرسش اصلی این است که استبداد شرقی چگونه از طریق تعامل دیالکتیکی پارادایمهای متکثر و سازوکارهای ساختاری بازتولید شده و چه الگوی شبکهای میتواند مسیر گریز از جبرگرایی تاریخی را بهمثابه امکانی ساختارمند صورتبندی کند؟ این پژوهش کیفی با رویکرد «تبارشناسی انتقادی» و «تحلیل گفتمان تاریخی» انجام شده است. جامعه پژوهش شامل آثار ۲۵ متفکر شاخص داخلی و خارجی از دوران کلاسیک تا معاصر است که با روش «نمونهگیری هدفمند-نظری» تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق فیشبرداری ساختاریافته گردآوری و با استفاده از «کدگذاری تماتیک سهمرحلهای» (باز، محوری و انتخابی) در بستر تحلیل گفتمان انتقادی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشان داد که اولاً: طبقهبندی پارادایمی آراء متفکران در چهار خوشه (جبرگرایی اکولوژیک، نهادگرایی ساختاری، روانشناسی سیاسی-فرهنگی و فلسفه تاریخ) که نقاط کور تحلیلی هرکدام را آشکار ساخت. ثانیا تبارشناسی گفتمانی نشان داد که مفهوم استبداد شرقی نه حقیقتی ایستا، بلکه «گزارشی موقعیتمند از حال» بوده که کارکردی ابزاری در دورههای مختلف (از دیگریسازی تمدنی تا آسیبشناسی نوسازی) داشته است. ثالثا ترسیم «ماتریس مکانیسمهای بازتولید» که چهار قفل اصلی شامل قفل اکولوژیک-زیرساختی، ائتلاف نخبگان و توزیع رانت، درونیسازی شناختی-فرهنگی و خلاء نهادی را شناسایی کرد. سنتز نهایی پژوهش نشان میدهد که استبداد شرقی در ایران، نه سرنوشت محتوم و نه ویژگی ذاتی فرهنگ ایرانی، بلکه یک «سیستم خودتقویتگر وابسته به مسیر» است که از بازخورد مثبت میان لایههای مادی، نهادی و فرهنگی نشئت میگیرد. گذار از این وضعیت، نیازمند عبور از مداخله یک سویه و اتخاذ الگوی «مداخله همافزا و چندوجهی» است. این الگو مستلزم تحول همزمان در سه جبهه ۱) بعد مادی (غیرمتمرکزسازی منابع و کاهش وابستگی رانتی)، ۲) بعد نهادی (نهادسازی فراگیر و تقویت نهادهای نظارتی مستقل) و ۳) بعد فرهنگی (بازسازی سرمایه اجتماعی و آموزش شهروندی) است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تبارشناسی معرفتی؛ استبداد شرقی؛ تحلیل گفتمان انتقادی؛ دوسویگی ساختار-عاملیت؛ مکانیسمهای بازتولید قدرت؛ مداخله همافزا | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 12 |
||